تبليغاتX
۞ خورشید خیبر ۞
سرودی است خونبار این سرگذشت/ سرودن زمردی كه از سرگذشت/ ز همت كه تا با خدا عهد بست/ همه عهدهای دگر را شكست/ ز همت كه در جبهه پرمی‌كشید/ گه حمله چون رعد سر می‌رسید . . .

                                  ......................

سلام...نمیدونم از کجا شروع کنم.شاید این جمله بتونه بهترین شروع باشه..."پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیقت این است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند"خیلی وقتها تو زندگی توی این شهر شلوغ زیر حجم گناه لازمه که آدم به خودش بگه: مواظب باش یه وقت زمان نبرتت تو هم یه خرده که به دور وبرت نگاه کنی می بینی که زمان خیلی ها رو با خودش برده خیلی ها مردند در حالیکه هنوز نفس می کشند.ما چی؟ما کجاییم؟ مرده ایم یا زنده؟!واقعا اگه الان شهدا بودن چیکار میکردند؟شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید و ما مرده...نمیدونم چرا اینا رو گفتم امشب دلم خیلی گرفته...از این دنیا...از مردماش...از چیزایی که ما هر روز میبینیم فقط خودمونو می زنیم به ندیدن.کار خاصیم نمیتونیم در مقابلش انجام بدیم...فقط سکوت میکنیم...ولی دیگه سکوت جواب نمیده...خیلی دوست داشتم همه چیز رو بنویسم ولی خیلی چیزا به تحریر درنیاد بهتره.فقط میتونم بگم ای کاش شهدا بودند...کاش امام زمان(عج) می اومد.شما هم برای درست شدن جامعمون دعا کنید...راستی یه سوال چقدر بین من تو خدا فاصله اس؟؟؟

امروز تصمیم گرفتم دوباره وبلاگو ادامه بدم البته با کمک شما

التماس دعا

http://i9.tinypic.com/61p3775.jpg


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1387/05/04ساعت 21:56 توسط مهسا

JavaScript Codes <

روز خوشی را برایتان آرزومندم