تبليغاتX
۞ خورشید خیبر ۞
خاطره سر دار سر لشگر جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان درباره ی سر دار سرلشگر شهید حاج محمد ابراهیم همت...

حاج احمد متوسلیان می گفت : من خیال می کردم خود آدم جسوری هستم اما حاج همت پاک روی دست مازده . روز تظاهرات در عربستان اویک سری ازاین تصاویر کوچک برچسبدار حضرت امام را توی جیب دشداشه ی خودش گذاشته بود . هر چند لحظه یکبار کاغذ پشت یکی از آنها را جدامی کرد ودر حالی که برچسب راکف دستش مخفی کرده بود به طرف ماموران پلیس صعودی می رفت دست در گردن آنها می انداخت وبه بهانه معانقه آن عکس راپشت کلاه کاسکت آنها می چسباند ومردم ازاین عمل اوبسیار می خندیدند .
همپای صاعقه -ص 72-73

مطلب از یکی از یاران همراه.با کمال تشکر از ایشان.اجرتان با سید الشهدا


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1385/11/29ساعت 23:17 توسط مهسا

قسمتی از سخنرانی حاج همت بعد از عملیات والفجر (حدود۴ماه قبل از شهادت وی)

ما باید ثابت قدم باشیم. خدا شاهد است این صحنه هایی که دارد از مقابل چشمان ما می گذرد، کمتر از صحنه های صدر اسلام نیست. در صدر اسلام، آقا ابا عبدالله (ع) ۷۲ تن یار داشت. همه اش ۷۲ تن بودند که می روند شهید میشوند. الان چیز دیگری دارد اتفاق می افتد. صحنه ای از بچه های تخریب لشکر برایتان تعریف کنم. در مرحله دوم رسیدند به سیم خاردار. یکی در گردان مالک روی سیم خاردار می خوابد و می گوید:" پایتان را روی من بگذارید و رد شوید. بچه های بسیج پا بروی پشتش می گذارند و می گذرند. او روی سیم خاردار می میرد. یک مین زیر شکمش منفجر می شود و شهیدش می کند.

کسی این قدر عاشق؟ مگر عشق بدون شناخت می شود؟ عشق بدون شناخت معنا ندارد. در ارتش های دنیا، نیرو هایی که عشقِ بدون شناخت دارند، می آیند و کُپ می کنند. از جایشان تکان نمی خورند. از گلوله می ترسند. این شناخت می خواهد که یکی روی مین بخوابد. سینه اش را بگذارد روی سیم خاردار تا دیگران از روی بدن او رد شوند. شوخی نیست. تا درک نباشد، نیت ها پاک نمی شود.

و اما در مورد حرکت به سمت تهران. تا آنجایی که در توان لشکر بود، آسایش و رفاه برای شما فراهم شده، ولی یک انتظار داریم. به عنوان یک برادر کوچکتر خواهش می کنم برای دیدن خانواده شهدا به منازل این عزیزان بروید و به آنها سرکشی کنید. ان شاءالله راهی تهران که شدید، برای روز هجدهم آذر ۶۲ در نماز جمعه دانشگاه تهران حضور پیدا کنید. دعا برای سلامتی امام عزیز هم فراموش نشود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/26ساعت 21:43 توسط مهسا

سخنانی از حاج همت

برای اینکه خدا.لطفش و رحمتش و امرزشش شامل حال ما شود باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم یک سر مایه می خواهدکه از همه چیزمون بگذریم باید شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چیزمون با خدا باشه.اینقدر پاک باشیم که خدا کلا از ما راضی باشه.قدم برمی داریم برای رضای خدا ...قلم برمی داریم روی کا غذ برای رضای خدا...حرف می زنیم برای رضای خدا...شعار می دهیم برای رضای خدا...می جنگیم برای رضای خدا...همه چیز .همه چیز.همه چیز خاص رضای خدا باشه...که اگر شد پیروزی نزدیک است...چه بکشیم چه کشته شویم اگر چنین باشیم پیروزیم.و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنی نداره برای ما...چه بکشیم چه کشته شویم پیروزیم اگر این چنین باشیم.....

Image hosting by TinyPic


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1385/11/24ساعت 16:33 توسط مهسا

JavaScript Codes <

روز خوشی را برایتان آرزومندم